پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

بخرام که سرها شد خاک کف پای تو

آویخته جان‌ها باز از بند قبای تو

گفتی که برای کیست دست از دو جهان شستن

عالم همه می‌دانند والله برای تو

صد ملک سلیمان را در زیر نگین بنگر

شاهان جهان هستند امروز گدای تو

عید است و شود جان‌ها امروز به قربانت

برخیز و تماشا کن عالم به فدای تو

از آب و گل این خلقت هرگز نشود ممکن

روحی‌ست مجسم شد در زیر قبای تو

از هجر تو می‌سوزم در آتش غم هر شب

من تن به قضا دادم چون بود رضای تو

خاقان به هزار امید در کوی ماوا کرد

آخر ز غمش کشتی این بود وفای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸دل اسیر کمند پرفن تو
  2. شمارهٔ ۱۶۹مملکت دل گرفت حسن جهان‌گیر تو
  3. شمارهٔ ۱۷۰ای سر من خاک کف پای تو
  4. شمارهٔ ۱۷۱گر به خنجر می‌زند هیچش مگو
  5. شمارهٔ ۱۷۲جان را ببین به کوی تو راهبر شده
  6. شمارهٔ ۱۷۳هر کسی دارد کسی الا من دلباخته
  7. شمارهٔ ۱۷۴گر جان بباید دادن در آن راه
  8. شمارهٔ ۱۷۵یارم سر زلف وا نکرده
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.