پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

هر کسی دارد کسی الا من دلباخته

بهر سروی می‌زنم کوکو به سان فاخته

هر که او را و مرا بیند بگوید وای من

با نگار تندخویی این چنین چون ساخته

ای صبا آن مهوش نامهربانم را بگو

کاین بلاکش همچو شمع از دوریت بگداخته

از غم هجرش رهایی کی بود آن را که او

دل به دست دلبر نامهربان انداخته

دل کجا ماند دگر اندر کف عاشق که باز

کار دل‌ها ساخته چون تیغ کین را آخته

هیچکس بیرون نشد از قید تا آن شه‌سوار

رخش ناز و غمزه را بر شهر دل‌ها تاخته

خیز از چشم و نشین اندر دل خاقان که او

خانه دل را برای مقدمت پرداخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵یارم سر زلف وا نکرده
  2. شمارهٔ ۱۷۶هرگز دلم زآن دلربا دیدی شود خوشنود نه
  3. شمارهٔ ۱۷۷باده لعل تو را باده‌پرستان تشنه
  4. شمارهٔ ۱۷۸تا عهد دوستی تو به اغیار بسته‌ای
  5. شمارهٔ ۱۷۹جانم خدنگ شست بتان را نشان شده
  6. شمارهٔ ۱۸۰ای گل چه دل بهر خس و هر خار بسته‌ای
  7. شمارهٔ ۱۸۱در حلقه زلف تو دل آرام گرفته
  8. شمارهٔ ۱۸۲ز تیغ ناز و ز تیر غمزه زنی به جانم چو زخم کاری
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.