پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

جانم خدنگ شست بتان را نشان شده

دل شاه‌باز عشق تو را آشیان شده

سرهای سروران همه خاک در تو باد

خاک در تو تاج سر سروران شده

همچون خضر ز چشمه حیوان به روزگار

از خنجر تو حنجر من کامران شده

خواهم هزار چشم که تا بنگرم تو را

هر عضو من به مدح تو یک یک زبان شده

زحمت مکش بکش تو خدنگت ز سینه‌ام

پیکان تیر شست تو در استخوان شده

ساقی به همت تو بنازم چه کرده‌ای

کاین پیر سال‌خورده به جامی جوان شده

آن عارضی که بود ز هجران چو زعفران

از باده وصال تو چون ارغوان شده

از چنگ دلبران ز بر دست جسته‌ای

این دل هزار مرتبه صاحب‌قران شده

صد شکر زاهدا که علی رغم زاهدان

مفتی و مقتدا همه پیر مغان شده

جان خواست از تو تا دهدت بوسه‌ای بگیر

خاقان بده که قیمت آن رایگان شده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱در حلقه زلف تو دل آرام گرفته
  2. شمارهٔ ۱۸۲ز تیغ ناز و ز تیر غمزه زنی به جانم چو زخم کاری
  3. شمارهٔ ۱۸۳دلم ربوده ز کف دلبری به صد خواری
  4. شمارهٔ ۱۸۴دیده تا کیوان خرام مشتری
  5. شمارهٔ ۱۸۵به امیدی که امیدم برآری
  6. شمارهٔ ۱۸۶دوش با دل به کنج پنهانی
  7. شمارهٔ ۱۸۷بگشا به کلیسا لب ای دلبر ترسایی
  8. شمارهٔ ۱۸۸تو مگو گناه‌کاری بکشم به هر چه خواهی
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.