پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

ز جوش جهد تیر مژگان تو

بلای سیاهی‌ست چشمان تو

که را آید از دل که آرد برون

از این سینه چاک پیکان تو

به این آفرینش هزار آفرین

جهان آفرین گشته حیران تو

ندارد شب هجرت از پی سحر

سیه روزم از چشم فتان تو

بزن گوی حسن و ببر از میان

سرم گوی آن زلف چوگان تو

نه حیران روی تو تنها منم

ز هر سو جهانی‌ست حیران تو

بگو ای صبا حال خاقان که هست

پریشان زلف پریشان تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷با غیر همراه آمدی از وصل به هجران تو
  2. شمارهٔ ۱۶۸دل اسیر کمند پرفن تو
  3. شمارهٔ ۱۶۹مملکت دل گرفت حسن جهان‌گیر تو
  4. شمارهٔ ۱۷۰ای سر من خاک کف پای تو
  5. شمارهٔ ۱۷۱گر به خنجر می‌زند هیچش مگو
  6. شمارهٔ ۱۷۲جان را ببین به کوی تو راهبر شده
  7. شمارهٔ ۱۷۳هر کسی دارد کسی الا من دلباخته
  8. شمارهٔ ۱۷۴گر جان بباید دادن در آن راه
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.