پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

با غیر همراه آمدی از وصل به هجران تو

صد بار بر دل به ود درد تو از درمان تو

بر دل اگر خنجر زنی بر دیده گر تیر جفا

آگه نگردم بس که شد چشم و دلم حیران تو

عید تو هر سالی شود کشت انتظار کشتنم

خواهم که هر روز و شبی جانم شود قربان تو

گر تیغ بر فرقم زنی هر روز آیی از درم

باور مکن تا زنده‌ام پیچم سر از فرمان تو

هر روز در می‌خانه‌ها بشکسته‌ام پیمانه‌ها

ساقی بده پیمانه‌ای نشکسته‌ام پیمان تو

خواهی چو از من بگذری از بهر قتل دیگران

خواهم که از من مگذری دست من و دامان تو

سرهای جمله سروران غلتان به میدانت چو گو

اما نباشد هر سری زیبنده چوگان تو

لطفی نما زخمی بکن بر روی زخم کاریم

خواهم که باشد روز و شب در سینه‌ام پیکان تو

کردی نکردی یک زمان قطع نظر از دشمنان

گفتی نگفتی جان من هرگز چه شد خاقان تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹مملکت دل گرفت حسن جهان‌گیر تو
  2. شمارهٔ ۱۷۰ای سر من خاک کف پای تو
  3. شمارهٔ ۱۷۱گر به خنجر می‌زند هیچش مگو
  4. شمارهٔ ۱۷۲جان را ببین به کوی تو راهبر شده
  5. شمارهٔ ۱۷۳هر کسی دارد کسی الا من دلباخته
  6. شمارهٔ ۱۷۴گر جان بباید دادن در آن راه
  7. شمارهٔ ۱۷۵یارم سر زلف وا نکرده
  8. شمارهٔ ۱۷۶هرگز دلم زآن دلربا دیدی شود خوشنود نه
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.