پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

حلقه هر موی تو سلسله کهکشان

پرتوی از روی تو رونق هفت آسمان

شب همه پیش منی صبح فغان می‌کنم

تا نشود مدعی از من و تو بدگمان

چشم تو عالم گرفت از نگهی کس ندید

در همه روی زمین چون تو ممالک‌ستان

دل که از آن تو شد جان به رهت می‌دهم

پادشهی می‌سزد بر تو هم این و هم آن

رفت سکندر کجا از پی آب حیات

کشته شمشیر تو زنده بود جاودان

تیر ز ترکش مکش دست به قربان مزن

نیست پی صید من حاجت تیر و کمان

از ستم خوی تو خسته‌ جهانی چو من

در خم هر موی تو بسته دلی آشیان

دست تو نازم بکش جور تو زیبد مرا

ناوک شست تو را سینه خاقان نشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴هر کس که بدید لعلت ای جان
  2. شمارهٔ ۱۵۵بی‌تو تا کی خون فشاند چشم خون‌بار این چنین
  3. شمارهٔ ۱۵۶ماه شد شرمنده از رویت چه رخساری‌ست این
  4. شمارهٔ ۱۵۷به دلت جا نمی‌توان کردن
  5. شمارهٔ ۱۵۸بگیر آینه و خویشتن تماشا کن
  6. شمارهٔ ۱۵۹پی قتلم دل کین‌پرورش بین
  7. شمارهٔ ۱۶۰بی‌داد و ظلم و جور و جفا و ستم ببین
  8. شمارهٔ ۱۶۱یک امشب با دل زارم به صد منت مدارا کن
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.