پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

بگیر آینه و خویشتن تماشا کن

نقاب برفکن و آفتاب رسوا کن

سراغ چشمه حیوان ز خصر کردم گفت

حیات می‌طبی از لبش تمنا کن

به مصر حسن عزیزی عزیز من امروز

ز رشک خون به دل یوسف زلیخا کن

اگر نه شحنه چشم تو برده‌ ای شه حسن

دلم به شهر شما گمشده است پیدا کن

چه لاله‌ها که ز داغ تو سر زد از خاکم

بیا به خاک من و یک زمان تماشا کن

به جست‌وجوی دل ای ناله چند می‌گردی

دلی که گمشده در زلف یار پیدا کن

اگر قبول کند از تو یار ای خاقان

متاع هر دو جهان‌ را به بوسه سودا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰بی‌داد و ظلم و جور و جفا و ستم ببین
  2. شمارهٔ ۱۶۱یک امشب با دل زارم به صد منت مدارا کن
  3. شمارهٔ ۱۶۲ملک دل‌ها چون از آن توست غم‌خواری بکن
  4. شمارهٔ ۱۶۳شنیدم من از بلبل گلستان
  5. شمارهٔ ۱۶۴اسیر چشم تو شد جان و دل فغان هردو
  6. شمارهٔ ۱۶۵ز جوش جهد تیر مژگان تو
  7. شمارهٔ ۱۶۶بخرام که سرها شد خاک کف پای تو
  8. شمارهٔ ۱۶۷با غیر همراه آمدی از وصل به هجران تو
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.