پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

یک امشب با دل زارم به صد منت مدارا کن

به بالینم بیا بنشین و جان دادن تماشا کن

به غیر از جان سپردن چاره دیگر نمی‌بینم

دوای درد هجران را ز شمشیرش تمنا کن

اگر خواهی که دردم به شود بشنو طبیب از من

ز آب خنجر او آتش دل را مداوا کن

صبا از من بگو آن شانه زلف پریشان را

دل گم کرده‌ای دارم به زلف یار پیدا کن

ز ظلم‌خانه زهدم نخست ای دل برون آور

ز نور عشق آن گه سینه مارا چو سینا کن

تویی پیغمبر خوبان و اعجاز تو رخسارت

چو پیغمبر شدی اعجاز خود را آشکارا کن

مسیحا را چو دل بیمار دارد چشم بیمارت

دوای درد دل او را به اعجاز مسیحا کن

به جلادان غمزه چون اشارت می‌کنی جانا

رقم قتل مرا بر عارض خط چلیپا کن

نخواهی گر شوی بدنام در عاشق‌کشی جانا

نهان از خلق بر خاقان رخ خود را هویدا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳شنیدم من از بلبل گلستان
  2. شمارهٔ ۱۶۴اسیر چشم تو شد جان و دل فغان هردو
  3. شمارهٔ ۱۶۵ز جوش جهد تیر مژگان تو
  4. شمارهٔ ۱۶۶بخرام که سرها شد خاک کف پای تو
  5. شمارهٔ ۱۶۷با غیر همراه آمدی از وصل به هجران تو
  6. شمارهٔ ۱۶۸دل اسیر کمند پرفن تو
  7. شمارهٔ ۱۶۹مملکت دل گرفت حسن جهان‌گیر تو
  8. شمارهٔ ۱۷۰ای سر من خاک کف پای تو
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.