پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

به دلت جا نمی‌توان کردن

فکر بی‌جا نمی‌توان کردن

وصل تو از کجا و من ز کجا

این تمنا نمی‌توان کردن

دل من بهتر از تویی را خواست

گشت و پیدا نمی‌توان کردن

پیش سحر هلال ابرویت

ید بیضا نمی‌توان کردن

بنشین تا که خلق آسایند

فتنه بر پا نمی‌توان کردن

از تمنای وصل او بگذر

صید عنقا نمی‌توان کردن

چه صنم‌ها که دیده‌ام صنما

به تو همتا نمی‌توان کردن

می‌کنم جان به بوسه‌ای سودا

می‌توان یا نمی‌توان کردن

سر پنهان یار را خاقان

آشکارا نمی‌توان کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹پی قتلم دل کین‌پرورش بین
  2. شمارهٔ ۱۶۰بی‌داد و ظلم و جور و جفا و ستم ببین
  3. شمارهٔ ۱۶۱یک امشب با دل زارم به صد منت مدارا کن
  4. شمارهٔ ۱۶۲ملک دل‌ها چون از آن توست غم‌خواری بکن
  5. شمارهٔ ۱۶۳شنیدم من از بلبل گلستان
  6. شمارهٔ ۱۶۴اسیر چشم تو شد جان و دل فغان هردو
  7. شمارهٔ ۱۶۵ز جوش جهد تیر مژگان تو
  8. شمارهٔ ۱۶۶بخرام که سرها شد خاک کف پای تو
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.