پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

هر کس که بدید لعلت ای جان

دیگر نرود سوی بدخشان

بر گرد لب تو سبزه خط

خضر است و کنار آب حیوان

آبی که سکندرش طلب کرد

در کنج لب تو بود پنهان

تیرت به دلم رسید و بشکست

افغان که گرفت جان به تاوان

از بهر کمان ابروانت

جان‌های اسیر گشته قربان

در هجر تو نطق مانده عاجز

در وصل تو عقل مانده حیران

سرمایه پادشاهی ماست

لعل تو چو خاتم سلیمان

لعل تو که آب زندگانی‌ست

صد شکر که شد به کام خاقان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶ماه شد شرمنده از رویت چه رخساری‌ست این
  2. شمارهٔ ۱۵۷به دلت جا نمی‌توان کردن
  3. شمارهٔ ۱۵۸بگیر آینه و خویشتن تماشا کن
  4. شمارهٔ ۱۵۹پی قتلم دل کین‌پرورش بین
  5. شمارهٔ ۱۶۰بی‌داد و ظلم و جور و جفا و ستم ببین
  6. شمارهٔ ۱۶۱یک امشب با دل زارم به صد منت مدارا کن
  7. شمارهٔ ۱۶۲ملک دل‌ها چون از آن توست غم‌خواری بکن
  8. شمارهٔ ۱۶۳شنیدم من از بلبل گلستان
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.