پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

پادشاها بر درت شوق گدایی کرده‌ام

با سگان آستانت آشنایی کرده‌ام

می‌کنی آزار و می‌گویی برو از کوی من

من ز قیدت کی تمنای رهایی کرده‌ام

باز می‌خواهی که در هجران خود سوزی مرا

می‌کشم خود را یقین فکر جدایی کرده‌ام

دوش در پایت به مستی سر نسودم تا کنون

دست بر سر می‌زنم بی‌دست و پایی کرده‌ام

دامن آلوده نکردم خویش را در عشق تو

در صف رندان تو من پارسایی کرده‌ام

روز هجرت جان ندادم بی‌وفا گفتی مرا

راست می‌گویی که من هم بی‌وفایی کرده‌ام

زخم شمشیر تو را زیب کفن کردم ببین

در میان کشتگانت خودنمایی کرده‌ام

جسم زارم را به توفان بلا افکنده‌ام

کشتی بحر غمت را ناخدایی کرده‌ام

گفت خاقان تا گدای درگه جانان شوم

در گدایی نازها بر پادشاهی کرده‌ام

نقد جان و دین و ایمان با حشم در راه تو

خویشتن را با نوا از بی‌نوایی کرده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴باده کامروز دست صنمی می‌نوشم
  2. شمارهٔ ۱۳۵شد پریشان چو زلف جانانم
  3. شمارهٔ ۱۳۶بر یاد آن سرو روان چون رو سوی گلشن کنم
  4. شمارهٔ ۱۳۷کاش من در راه تو چون خار دامن می‌شدم
  5. شمارهٔ ۱۳۸من پای بست قامت زیبنده‌اش شدم
  6. شمارهٔ ۱۳۹ای ماه کجا دیدی خورشید جهان‌سوزم
  7. شمارهٔ ۱۴۰جدا ز روی تو جان‌ها بهار را چه کنم
  8. شمارهٔ ۱۴۱سینه خویش هدف ساخته تیر توییم
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.