پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

دین و دل خود ز کف در ره تو داده‌ام

ور طلبی جان من جان به کف استاده‌ام

ظلم بود کام من گر ندهی ای صنم

من به تو از یک نگه هر دو جهان داده‌ام

چند نشینی به ناز فارغ از افتادگان

دست من و دامنت خیز که افتاده‌ام‌

نیست مرا در غمت فکر دگر در جهان

از همه قیدها با غمت آزاده‌ام‌

کرده مرا بارها رنگ ز نیرنگ خویش

ساده دلی بین که باز در طلب ساده‌ام

نرد محبت بباز تا به تو گردد عیان

کز پی جان باختن در برت آماده‌ام‌

باده به خاقان دهد ساقی اگر در بهشت

زهر شود در مذاق بی‌رخت آن باده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳در بزم تو پروانه‌صفت سوخته بودم
  2. شمارهٔ ۱۳۴باده کامروز دست صنمی می‌نوشم
  3. شمارهٔ ۱۳۵شد پریشان چو زلف جانانم
  4. شمارهٔ ۱۳۶بر یاد آن سرو روان چون رو سوی گلشن کنم
  5. شمارهٔ ۱۳۷کاش من در راه تو چون خار دامن می‌شدم
  6. شمارهٔ ۱۳۸من پای بست قامت زیبنده‌اش شدم
  7. شمارهٔ ۱۳۹ای ماه کجا دیدی خورشید جهان‌سوزم
  8. شمارهٔ ۱۴۰جدا ز روی تو جان‌ها بهار را چه کنم
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.