پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه

غزلیات

۲۰۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ دور از رخ گلفام تو در سینه دارم خارها
  2. شمارهٔ ۲ کشت از یک نگهی دیدهٔ خون‌خوار، مرا
  3. شمارهٔ ۳ گذری جانب حسرت نگری نیست تو را
  4. شمارهٔ ۴ رفتی اگر از مقابل ما
  5. شمارهٔ ۵ خنجر دیگری بزن صید به خون تپیده را
  6. شمارهٔ ۶ جمالینک آفتاب عالم‌آرا
  7. شمارهٔ ۷ چشم مستت دور می‌گردد دل دیوانه را
  8. شمارهٔ ۸ دوا به لعل تو کردیم درد پنهان را
  9. شمارهٔ ۹ بنشست به بر نگارم امشب
  10. شمارهٔ ۱۰ پرنیان افکنده‌ای بر آفتاب
  11. شمارهٔ ۱۱ بر رخ چون ماه برافکن نقاب
  12. شمارهٔ ۱۲ ماه تابان است طالع گشته این یا آفتاب
  13. شمارهٔ ۱۳ بندهٔ خط شده مشک ختنت
  14. شمارهٔ ۱۴ چو او رفت از پی‌اش جانم روان است
  15. شمارهٔ ۱۵ ای قرعهٔ   سلطنت به نامت
  16. شمارهٔ ۱۶ این دشمن جان عاشقان کیست
  17. شمارهٔ ۱۷ قامت موزون تو قد صنوبر شکست
  18. شمارهٔ ۱۸ تو را به صحبت دیو ای پری چه آهنگ است
  19. شمارهٔ ۱۹ دلبرا نوبت دلداری‌هاست
  20. شمارهٔ ۲۰ آن کعبه نخواهم رفت چون کعبهٔ من آن کوست
  21. شمارهٔ ۲۱ سرو قد تو که نونهال است
  22. شمارهٔ ۲۲ زار گریم که مرا یار وفادار برفت
  23. شمارهٔ ۲۳ زآن ابروی سیاه و زآن قامت بلندت
  24. شمارهٔ ۲۴ در دلی نیست که ماوای تو نیست
  25. شمارهٔ ۲۵ جز ناله و گریه کار من نیست
  26. شمارهٔ ۲۶ دل خانه‌خراب غم زیباپسران است
  27. شمارهٔ ۲۷ خط به گرد مهت دمیده خوش است
  28. شمارهٔ ۲۸ از خال تو حال من تباه است
  29. شمارهٔ ۲۹ رخ چو ماه تو از مشک تر نقاب گرفت
  30. شمارهٔ ۳۰ نسیم از بوی گل عنبرفشان است
  31. شمارهٔ ۳۱ رخست این یا که بر چرخ آفتاب است
  32. شمارهٔ ۳۲ هر که درد عشق را آسان گرفت
  33. شمارهٔ ۳۳ چارهٔ عشقت به غیر از عشق چیست 
  34. شمارهٔ ۳۴ دست فراق تو گریبان گرفت
  35. شمارهٔ ۳۵ ای گلبنی که بلبل دل پای‌بست توست
  36. شمارهٔ ۳۶ مگر رخسار یارم بی‌نقاب است
  37. شمارهٔ ۳۷ بکش به تیغ و نگه کن که خون‌بهای من است
  38. شمارهٔ ۳۸ آمدی مردم فغان از رفتنت
  39. شمارهٔ ۳۹ بس که مهر تو ای صنم دیده است
  40. شمارهٔ ۴۰ اجر من از حد فزون جور تو بی‌منتهاست
  41. شمارهٔ ۴۱ در آن دمی که جان به وفا می‌سپارمت
  42. شمارهٔ ۴۲ به ملک حسن کنون چون تو پادشاهی نیست
  43. شمارهٔ ۴۳ در پیش عارض تو مه از ذره کمتر ا‌ست
  44. شمارهٔ ۴۴ دلی دارم که از تنگی به تنگ است
  45. شمارهٔ ۴۵ به بالین ار مسیحم صد هزار است
  46. شمارهٔ ۴۶ شورم ز لبان نوش‌خند است
  47. شمارهٔ ۴۷ منزل جغد ز بیداد تو کاشانهٔ ماست
  48. شمارهٔ ۴۸ ای بر سر جمله دلبران تاج
  49. شمارهٔ ۴۹ لعلت به سخن چو شد گوهرسنج
  50. شمارهٔ ۵۰ از نگاهی درد ما را چاره کرد
  51. شمارهٔ ۵۱ از گلِ رخ گلاب می‌ریزد
  52. شمارهٔ ۵۲ تیر تو بر دل رسید جان مرا شاد کرد
  53. شمارهٔ ۵۳ طرح ابروی تو کز روز ازل ریخته‌اند
  54. شمارهٔ ۵۴ ز رفتن تو مرا دوش کار شیون بود
  55. شمارهٔ ۵۵ بنیاد عاشقان را از بیخ و بن برآورد
  56. شمارهٔ ۵۶ شب مرگ است به بالین منِ زار آمد
  57. شمارهٔ ۵۷ شهان را خاک پایت تاج سر باد
  58. شمارهٔ ۵۸ ای مسلمانان غم دلدار زارم می‌کشد
  59. شمارهٔ ۵۹ کسی از کجا غصه بر دل نشیند
  60. شمارهٔ ۶۰ عاشق آن است که جور تو وفا می‌داند

متن اشعار به نقل از گنجور.