پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

هر که درد عشق را آسان گرفت

دست مرگش لاجرم دامان گرفت

تا تو رفتی از سپاه وصل تو

کشور دل لشکر هجران گرفت

کاشکی اول ز من می‌خواست جان

آن که بعد از بردن دل، جان گرفت

خون من گر ریخت ترک غمزه‌اش

باید از لعل لبش تاوان گرفت

در سر زلف تو دل ماند ای عجب

در پریشانی سر و سامان گرفت

لاف دانش کی زند پیری که دل

از کف او کودکی نادان گرفت

همچو خاقان هر که بیمار تو شد

بایدش از درد دل درمان گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴دست فراق تو گریبان گرفت
  2. شمارهٔ ۳۵ای گلبنی که بلبل دل پای‌بست توست
  3. شمارهٔ ۳۶مگر رخسار یارم بی‌نقاب است
  4. شمارهٔ ۳۷بکش به تیغ و نگه کن که خون‌بهای من است
  5. شمارهٔ ۳۸آمدی مردم فغان از رفتنت
  6. شمارهٔ ۳۹بس که مهر تو ای صنم دیده است
  7. شمارهٔ ۴۰اجر من از حد فزون جور تو بی‌منتهاست
  8. شمارهٔ ۴۱در آن دمی که جان به وفا می‌سپارمت
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.