پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

به بالین ار مسیحم صد هزار است

مرا دردی‌ست با درمان چه کار است

نپرسد هر که بیند قاتلم را

که از زخم خدنگش آشکار است

بیا ای سروقد لاله‌رخسار

که گلزار جهانم بی‌تو خار است

به من چیزی که از عشق تو مانده است

همان داغی که در دل ماندگار است

شود معمور از معماری غم

در اقلیمی که عشقت شهریار است

ندیدم سرو ای مه آورد بار

چه سروی تو که نازت برگ و بار است

برو زاهد که در عشقم گرفتار

مرا با کفر و با ایمان چه کار است

تو تا رفتی ز سیلاب سرشکم

هزاران رود جیحون در کنار است

به زیر خنجرت جان دادن ای مه

عجب روزی و خرّم روزگار است

نگشتم صید هر بار ضعیفی

دلم در پنجهٔ عنقاشکار است

شب هجرش ندارد صبح در پی

بگو خاقان شب آن بی‌شمار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷منزل جغد ز بیداد تو کاشانهٔ ماست
  2. شمارهٔ ۴۸ای بر سر جمله دلبران تاج
  3. شمارهٔ ۴۹لعلت به سخن چو شد گوهرسنج
  4. شمارهٔ ۵۰از نگاهی درد ما را چاره کرد
  5. شمارهٔ ۵۱از گلِ رخ گلاب می‌ریزد
  6. شمارهٔ ۵۲تیر تو بر دل رسید جان مرا شاد کرد
  7. شمارهٔ ۵۳طرح ابروی تو کز روز ازل ریخته‌اند
  8. شمارهٔ ۵۴ز رفتن تو مرا دوش کار شیون بود
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.