پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۸

دوا به لعل تو کردیم درد پنهان را

به کفر زلف تو دادیم دین و ایمان را

چه جوهری که ز لطف تو عالمی شادند

امید بر کرمت کافر و مسلمان را

ز سحر غمزه به هم بسته‌ای تماشا کن

به زلف های پریشان دل پریشان را

نهفته بود به ظلمت ولی دهان تو کرد

عیان به چشمهٔ خورشید آب حیوان را

بجز تو دل نسپارم به کس که نتْوان داد

به دست اهرمنی خاتم سلیمان را

به خاربستِ مژه ضبظ گریه نتوان کرد

به خار و خس نتوان بست راه طوفان را

تو پای از سر ِمن تا کشیده‌ای، دستم

ز دست می‌ندهد الفت گریبان را

قدم بنه به سر خاک من که می‌خواهم

دمی به روی تو روشن کنم شبستان را

جهان مسخر تو بی‌سپاه و بی‌حشم است

به یک کرشمه گرفتی چو ملک خاقان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰پرنیان افکنده‌ای بر آفتاب
  2. شمارهٔ ۱۱بر رخ چون ماه برافکن نقاب
  3. شمارهٔ ۱۲ماه تابان است طالع گشته این یا آفتاب
  4. شمارهٔ ۱۳بندهٔ خط شده مشک ختنت
  5. شمارهٔ ۱۴چو او رفت از پی‌اش جانم روان است
  6. شمارهٔ ۱۵ای قرعهٔ   سلطنت به نامت
  7. شمارهٔ ۱۶این دشمن جان عاشقان کیست
  8. شمارهٔ ۱۷قامت موزون تو قد صنوبر شکست
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.