پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه فتحعلی‌شاه

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

عید است جان من به تو جان را فدا کنم

جان از وفا فدا به تو ای بی‌وفا کنم

جان ناسپرده راه به کویت نمی‌برند

گم‌گشتگان وادی عشقت صلا کنم

دانم که آشنا نشوی با وجود این

بیگانه از برای تو صد آشنا کنم

هر لحظه‌ام سراغ طبیب دگر دهی

این درد توست من به که آن را دوا کنم

صد بار اگر به تیغ زنی نیست ممکنم

کز دامن تو دست تظلم رها کنم

بر جان زار خویش به جان تو ای صنم

دانم اگر رضای تو باشد جفا کنم

دشنام از زبان تو خاقان شنید و گفت

من بنده‌ام هر آن چه تو گویی دعا کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰به دل مهر روی تو آکنده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۵۱از ستم روزگار تیر غمی خورده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۵۲حلقه هر موی تو سلسله کهکشان
  4. شمارهٔ ۱۵۳وفا تا کی نمایی با رقیب ای بی‌وفای من
  5. شمارهٔ ۱۵۴هر کس که بدید لعلت ای جان
  6. شمارهٔ ۱۵۵بی‌تو تا کی خون فشاند چشم خون‌بار این چنین
  7. شمارهٔ ۱۵۶ماه شد شرمنده از رویت چه رخساری‌ست این
  8. شمارهٔ ۱۵۷به دلت جا نمی‌توان کردن
همه‌ی غزلیات ←

فتحعلی‌شاه درباره‌ی فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه قاجار (۶ جمادی الاول ۱۱۸۶ ه‍.ق – ۱۹ جمادی‌الثانی ۱۲۵۰ ه‍.ق) دومین شاه ایران قاجاری بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی حکومت کرد. فتحعلی‌شاه شیفته شعر و ادب بود و خود نیز با تخلص «خاقان» شعر می‌سرود. او از چهره‌های تأثیرگذار جنبش احیای ادب فارسی، موسوم به «بازگشت ادبی»، بود و شاعران و نویسندگان را از هر سو در درب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.