فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۵۸۲۱ چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟
- غزل شمارهٔ ۵۸۲۲ آغاز خط مفارقت از یار میکنم
- غزل شمارهٔ ۵۸۲۳ روزی که چشم بر رخ او باز می کنم
- غزل شمارهٔ ۵۸۲۴ دل را جلا به دیده نمناک می کنم
- غزل شمارهٔ ۵۸۲۵ لب چون صدف به آب گهر تر نمیکنم
- غزل شمارهٔ ۵۸۲۶ نزدیک من میا که ز خود دور می شوم
- غزل شمارهٔ ۵۸۲۷ نتوان گرفت روزی هم از دهان هم
- غزل شمارهٔ ۵۸۲۸ می می کشند لاله عذاران ز روی هم
- غزل شمارهٔ ۵۸۲۹ تا چند پیر میکده را درد سر دهم؟
- غزل شمارهٔ ۵۸۳۰ سنجد کسی که باده و تریاک را به هم
- غزل شمارهٔ ۵۸۳۱ کاری مکن که رو به در آسمان نهم
- غزل شمارهٔ ۵۸۳۲ دست طمع ز مایده چرخ شسته ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۳۳ از دست رفت فرصت و ما پا شکسته ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۳۴ عمری است ما لب از طمع خام بستهایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۳۵ طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۳۶ خندان به زیر تیغ تغافل نشسته ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۳۷ خرسند با هزار تمنی نشسته ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۳۸ ما از امیدها همه یکجا گذشته ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۳۹ این سطرهای آه که هرجا نوشتهایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۴۰ جا در سیاه خانه سودا گرفته ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۴۱ از زلف یار رنگ دگر برگرفتهایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۴۲ ما شمع را به شهپر خود، سر گرفتهایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۴۳ یک عمر پشت دست به دندان گرفته ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۴۴ ما هوش خود به باده گلرنگ داده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۴۵ ما نقض دلپذیر ورقهای سادهایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۴۶ هر چند همچو ذره محقر فتاده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۴۷ ما نام خود ز صفحهٔ دلها ستردهایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۴۸ ما توبه را به طاعت پیمانه برده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۴۹ خورشید داغ گوهر عالمفروز ماست
- غزل شمارهٔ ۵۸۵۰ ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۵۱ ما پرده های گوش خود از هوش کرده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۵۲ ما رنگ گل ز بوی گل ادراک کرده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۵۳ ما نقل باده را ز لب جام کرده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۵۴ چندین کتاب در گرو باده کرده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۵۵ از آه دام موج به دریا فکنده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۵۶ ما در محیط حادثه لنگر فکنده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۵۷ ما گل به دست خود ز نهالی نچیدهایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۵۸ ما همچو آفتاب به هرجا رسیدهایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۵۹ ما پرده از حقیقت عالم کشیدهایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۶۰ مادام را ز دانه صیاد دیده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۶۱ ما رخت خود به گوشه عزلت کشیده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۶۲ ما هر کجا که تیغ زبان برکشیده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۶۳ در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۶۴ ما همچو غنچه سر به گریبان کشیده ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۶۵ تا واله نظاره آن ماهپاره ایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۶۶ ما گرچه در بلندی فطرت یگانهایم
- غزل شمارهٔ ۵۸۶۷ داغی ز عشق بر دل فرزانه سوختیم
- غزل شمارهٔ ۵۸۶۸ ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم
- غزل شمارهٔ ۵۸۶۹ چون غنچه دست بر دل شیدا گذاشتیم
- غزل شمارهٔ ۵۸۷۰ ما داغ توبه بر دل ساغر گذاشتیم
- غزل شمارهٔ ۵۸۷۱ ما خنده را به مردم بیغم گذاشتیم
- غزل شمارهٔ ۵۸۷۲ ما کار دل به آن خم ابرو گذاشتیم
- غزل شمارهٔ ۵۸۷۳ هموار از درشتی چرخ دغا شدیم
- غزل شمارهٔ ۵۸۷۴ نقش مراد اگر چه نشد دستگیر ما
- غزل شمارهٔ ۵۸۷۵ ما تازه روی چون صدف از دانه خودیم
- غزل شمارهٔ ۵۸۷۶ ما در شکست گوهر یکدانه خودیم
- غزل شمارهٔ ۵۸۷۷ با هر که شکوه از دل افگار می بریم
- غزل شمارهٔ ۵۸۷۸ در کوی جان به قطع مراحل نمیرسیم
- غزل شمارهٔ ۵۸۷۹ گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم
- غزل شمارهٔ ۵۸۸۰ ما همچو خار سلسله جنبان آتشیم
متن اشعار به نقل از گنجور.