پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۴۲

ما شمع را به شهپر خود، سر گرفته‌ایم

دایم ز شیشه پنبه به لب برگرفته‌ایم

بر می خوریم با همه تلخی گشاده‌روی

سر مشق مشرب از خط ساغر گرفته‌ایم

خاموش کرده‌ایم به نرمی حریف را

دایم به موم، روزن مجمر گرفته‌ایم

باری که سنگ سرمه کند کوه قاف را

از دوش آسمان و زمین برگرفته‌ایم

تسخیر کرده‌ایم فلک را به نیم‌آه

نمرود را به پشه لاغر گرفته‌ایم

سرپنجه تصرف ما آهنین قباست

در آب تیغ ریشه چو جوهر گرفته‌ایم

در زیر چرخ خواب فراغت نمی‌کنیم

از راه سیل بستر خود برگرفته‌ایم

زان خط مشک‌فام که خون می‌چکد از او

آیینه چون محیط به عنبر گرفته‌ایم

دلسوزتر ز حسن گلوسوز یار نیست

ما چاشنی قند، مکرر گرفته‌ایم

آن زلف را به دانه دل صید کرده‌ایم

سیمرغ را به دام کبوتر گرفته‌ایم

طوفان نوح سرد نسازد تنور ما

زین سان که ما ز آتش دل درگرفته‌ایم

نسبت به کوی دوست درست است عزم ما

از اضطراب دل ره دیگر گرفته‌ایم

از پیچ و تاب عشق که عمرش دراز باد

چون رشته جای در دل گوهر گرفته‌ایم

آن آتشی که جرأت پروانه داغ اوست

در زیر بال خود چو سمندر گرفته‌ایم

نتوان گرفت دل ز سر زلف، ورنه ما

برگ خزان رسیده ز صرصر گرفته‌ایم

از ما مجوی زینت ظاهر که چون صدف

ما اندرون خانه به گوهر گرفته‌ایم

صائب ز همزبانی عطار خوش‌زبان

منقار خود چو پسته به شکر گرفته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۴۴ما هوش خود به باده گلرنگ داده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۴۵ما نقض دل‌پذیر ورق‌های ساده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۴۶هر چند همچو ذره محقر فتاده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۴۷ما نام خود ز صفحهٔ دل‌ها سترده‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۴۸ما توبه را به طاعت پیمانه برده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۴۹خورشید داغ گوهر عالم‌فروز ماست
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۵۰ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۵۱ما پرده های گوش خود از هوش کرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.