پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۴۵

ما نقض دل‌پذیر ورق‌های ساده‌ایم

چون داغ لاله از جگر درد زاده‌ایم

با سینه گشاده در آماجگاه خاک

بی‌اضطراب همچو هدف ایستاده‌ایم

گویا برات عمر مؤبد گرفته‌ایم

پشتی که ما ز جسم به دیوار داده‌ایم

بر دوستان رفته چه افسوس می‌خوریم؟

با خود اگر قرار اقامت نداده‌ایم

از عاجزان کار فرو بسته دلیم

هرچند عقده‌های فلک را گشاده‌ایم

کوه گناه ما نتواند تمام کرد

سنگ کمی که ما به ترازو نهاده‌ایم

پوشیده نیست خرده راز فلک ز ما

چون صبح ما دوبار درین نشأه زاده‌ایم

در پرده نقشبند گلستان عالمیم

چون لوح آب اگر چه زهر نقش ساده‌ایم

چون غنچه در ریاض جهان برگ عیش ما

اوراق هستیی است که بر باد داده‌ایم

از روی نرم سختی ایام می‌کشیم

در قبضه کشاکش گردون کباده‌ایم

ای زلف یار این همه گردنکشی چرا؟

آخر تو هم فتاده و ما هم فتاده‌ایم

صائب زبان شکوه نداریم همچو خار

چون غنچه دست بر دل پرخون نهاده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۴۷ما نام خود ز صفحهٔ دل‌ها سترده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۴۸ما توبه را به طاعت پیمانه برده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۴۹خورشید داغ گوهر عالم‌فروز ماست
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۵۰ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۵۱ما پرده های گوش خود از هوش کرده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۵۲ما رنگ گل ز بوی گل ادراک کرده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۵۳ما نقل باده را ز لب جام کرده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۵۴چندین کتاب در گرو باده کرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.