پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۵۳

ما نقل باده را ز لب جام کرده ایم

عادت به تلخکامی از ایام کرده ایم

دانسته ایم بوسه زیاد از دهان ماست

صلح از دهان یار به پیغام کرده ایم

از ما متاب روی که از آه نیمشب

بسیار صبح آینه را شام کرده ایم

ما را فریب دانه نمی آورد به دام

کز دانه صلح با گره دام کرده ایم

در حسرت بنفشه خطان زمانه است

چشمی که ما سفید چو بادام کرده ایم

در آخرین نفس کفن خویش را چو صبح

از شوق کعبه جامه احرام کرده ایم

ما همچو آدم از طمع خام دست خویش

در خلد نان پخته خود خام کرده ایم

سازند ازان سیاه رخ ما که چون عقیق

هموار خویش را ز پی نام کرده ایم

چشم گرسنه حلقه دام است صید را

ما خویش را خلاص ازین دام کرده ایم

صائب به تنگ عیشی ما نیست میکشی

چون لاله اختصار به یک جام کرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۵۵از آه دام موج به دریا فکنده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۵۶ما در محیط حادثه لنگر فکنده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۵۷ما گل به دست خود ز نهالی نچیده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۵۸ما همچو آفتاب به هرجا رسیده‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۵۹ما پرده از حقیقت عالم کشیده‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۶۰مادام را ز دانه صیاد دیده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۶۱ما رخت خود به گوشه عزلت کشیده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۶۲ما هر کجا که تیغ زبان برکشیده ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.