پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۵۴

چندین کتاب در گرو باده کرده ایم

تا از غبار، صفحه دل ساده کرده ایم

امروز نیست دست سبو زیر بار ما

دایم مدد به مردم افتاده کرده ایم

از ترکتاز حادثه از جا نمی رویم

بر گرد خود حصار، خم باده کرده ایم

در آفتاب زرد خزان خنده می زنیم

خود را چو سرو از ثمر آزاده کرده ایم

دشمن ز سنگ خاره اگر ساخته است دل

ما هم ز شیشه جوشنی آماده کرده ایم

راز دو کون در نظر ما دو عینک است

تا همچو آبگینه ورق ساده کرده ایم

صائب به طرف جبهه ما نیست چین منع

ما قفل خانه از دل بگشاده کرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۵۶ما در محیط حادثه لنگر فکنده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۵۷ما گل به دست خود ز نهالی نچیده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۵۸ما همچو آفتاب به هرجا رسیده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۵۹ما پرده از حقیقت عالم کشیده‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۶۰مادام را ز دانه صیاد دیده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۶۱ما رخت خود به گوشه عزلت کشیده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۶۲ما هر کجا که تیغ زبان برکشیده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۶۳در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.