پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۵۵

از آه دام موج به دریا فکنده ایم

از اشک تخم لاله به صحرا فکنده ایم

یک روز با حباب به کشتی نشسته ایم

همراه موج سلسله بر پا فکنده ایم

بر چهره ای که آب شود از نگاه گرم

غفلت نگر که طرح تماشا فکنده ایم

ما انتظار شور قیامت نمی کشیم

سنگی به شیشه خانه دلها فکنده ایم

کی به شود به مرهم زنگار آسمان؟

زخمی که ما به دل ز تمنا فکنده ایم

توفیق از رفاقت ما دست شسته است

امروز را،ز بس که به فردا فکنده ایم

رنگ شکسته کم ز زبان شکسته نیست

ما عرض حال خویش به سیما فکنده ایم

امروز ریشه گل بی خار گشته است

خاری که ما به چشم تماشا فکنده ایم

صائب به دولت دو جهانی رسیده است

ما چون همای سایه به هر جا فکنده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۵۷ما گل به دست خود ز نهالی نچیده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۵۸ما همچو آفتاب به هرجا رسیده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۵۹ما پرده از حقیقت عالم کشیده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۶۰مادام را ز دانه صیاد دیده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۶۱ما رخت خود به گوشه عزلت کشیده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۶۲ما هر کجا که تیغ زبان برکشیده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۶۳در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۶۴ما همچو غنچه سر به گریبان کشیده ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.