پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۶۳

در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم

در گوش تیغ حلقه جوهر کشیده ایم

گر حنظل سپهر به ساغر فشرده اند

ابرو ترش نساخته بر سر کشیده ایم

در پرده دل است شب و روز عیش ما

دایم چو غنچه سر به ته پر کشیده ایم

شاخ شکوفه ایم، سبیل است سیم ما

چون نوبهار رشته ز گوهر کشیده ایم

از داغ لاله نامه ما دل سیه ترست

چون لاله بس که باده احمر کشیده ایم

هرگز ز پیش چشم چو مژگان نمی رود

خاری که در ره تو ز پا بر کشیده ایم

از نقش بوریای قناعت، که سبز باد!

صائب همیشه صفحه مسطر کشیده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۶۵تا واله نظاره آن ماهپاره ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۶۶ما گرچه در بلندی فطرت یگانه‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۶۷داغی ز عشق بر دل فرزانه سوختیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۶۸ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۶۹چون غنچه دست بر دل شیدا گذاشتیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۷۰ما داغ توبه بر دل ساغر گذاشتیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۷۱ما خنده را به مردم بیغم گذاشتیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۷۲ما کار دل به آن خم ابرو گذاشتیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.