پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۶۸

ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم

سر بر خط پیاله چو مینا گذاشتیم

آمد چو موج دامن ساحل به دست ما

تا اختیار خویش به دریا گذاشتیم

از جبهه گشاده گرانی رود ز دل

چون کوه سر به دامن صحرا گذاشتیم

از حرف و صوت زیر و زبر بود حال ما

مهر سکوت بر لب گویا گذاشتیم

چون سیل گرد کلفت ما هر قدم فزود

تا پای در خرابه دنیا گذاشتیم

از سر زدن چو شمع شود بیش شوق ما

تا روی خود به عالم بالا گذاشتیم

از خلق روزگار گرفتیم گوشه ای

بر کوه قاف پشت چو عنقا گذاشتیم

شد مخمل دو خوابه ز خواب گران ما

پهلو اگر به بستر خارا گذاشتیم

دیوانه راست سلسله شیرازه جنون

دل را به آن دو زلف چلیپا گذاشتیم

از دست رفت دل به نظر باز کردنی

این طفل را عبث به تماشا گذاشتیم

صائب بهشت نقد درین نشأه یافتیم

تا دست رد به سینه دنیا گذاشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۷۰ما داغ توبه بر دل ساغر گذاشتیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۷۱ما خنده را به مردم بیغم گذاشتیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۷۲ما کار دل به آن خم ابرو گذاشتیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۷۳هموار از درشتی چرخ دغا شدیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۷۴نقش مراد اگر چه نشد دستگیر ما
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۷۵ما تازه روی چون صدف از دانه خودیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۷۶ما در شکست گوهر یکدانه خودیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۷۷با هر که شکوه از دل افگار می بریم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.