پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۷۰

ما داغ توبه بر دل ساغر گذاشتیم

دور طرب به نشأه دیگر گذاشتیم

اینجا کسی به داد دل ما نمی رسد

دیوان خود به دامن محشر گذاشتیم

ترک سرست خضر ره بازماندگان

ما کار شمع خویش به صرصر گذاشتیم

یک جبهه گشاده ندیدیم در جهان

پوشیده بود روی به هر در گذاشتیم

ابر ز کام مغز جهان را گرفته است

بیهوده عود خویش به مجمر گذاشتیم

تا در شمار آبله پایان در آمدیم

چون بحر پای بر سر گوهر گذاشتیم

روی زمین چو صفحه مسطر کشیده شد

از بس به خاک پهلوی لاغر گذاشتیم

روزی که گشت آهن ما تیغ آبدار

تن رابه پیچ و تاب چو جوهر گذاشتیم

آیینه ای است آب نما ساغر سپهر

بیهوده لب بر این لب ساغر گذاشتیم

صائب ز انفعال نداریم روی خلق

تا خویش را به خاک برابر گذاشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۷۲ما کار دل به آن خم ابرو گذاشتیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۷۳هموار از درشتی چرخ دغا شدیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۷۴نقش مراد اگر چه نشد دستگیر ما
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۷۵ما تازه روی چون صدف از دانه خودیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۷۶ما در شکست گوهر یکدانه خودیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۷۷با هر که شکوه از دل افگار می بریم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۷۸در کوی جان به قطع مراحل نمی‌رسیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۷۹گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.