پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۷۷

با هر که شکوه از دل افگار می بریم

مجروح را به سیر نمکزار می بریم

منت بود بر آینه صاف ما گران

از بخت سبز زحمت زنگار می بریم

پوشیدن نظر ز جهان، باز کردن است

از خواب، فیض دولت بیدار می بریم

لفظ از ظهور معنی روشن حجاب نیست

ما فیض صبحدم ز شب تار می بریم

در مه ز نور مهر توان فیض بیش برد

ما از نقاب لذت دیوار می بریم

مرغ چمن ز چاک گریبان گل نیافت

فیضی که ما ز رخنه دیوار می بریم

از گوشه ای که نیست در او ره خیال را

ما فیض گوشه دهن یار می بریم

در دست ما ز مال جهان نیست خرده ای

دایم خبر به خانه ز بازار می بریم

تا دست خود ز باده گلرنگ شسته ایم

صائب خجالت از رخ گلزار می بریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۷۹گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۸۰ما همچو خار سلسله جنبان آتشیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۸۱تا کی به ذوق نشأه می دردسر کشیم؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۸۲ما زهر را به جبهه بگشاده چون کشیم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۸۳ما درد را به ذوق می ناب می کشیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۸۴ما تلخی جهان به رخ تازه می کشیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۸۵با شوخ دیدگان هوس آشنا نیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۸۶آیینه خانه ایم و دم از نور می زنیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.