پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۸۴

ما تلخی جهان به رخ تازه می کشیم

این زهر را زیاده ز اندازه می کشیم

محتاج اشک ما نبود آب و رنگ حسن

از سادگی به چهره گل غازه می کشیم

آشفتگی است لازم جمعیت حواس

بیجا ز چرخ منت شیرازه می کشیم

افسرده است مستی ما چون خمار ما

ما جام را به تلخی خمیازه می کشیم

از گل هزار حلقه رنگین درین چمن

در گوش عندلیب ز آوازه می کشیم

می سوزد از شفق نفس خونچکان ما

تا همچو صبح یک نفس تازه می کشیم

بیشی کمی است شوق چو افتاد بی شمار

دریا کشیم و باده به اندازه می کشیم

چون بلبل دراز نفس منت بهار

صائب درین چمن پی آوازه می کشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۸۶آیینه خانه ایم و دم از نور می زنیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۸۷چون صبح خنده با جگر چاک می زنیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۸۸خیزید تا ز عالم صورت سفر کنیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۸۹در شهر اگر ملول نگردیم چون کنیم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۹۰آن همت از کجاست که منزل یکی کنیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۹۱از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۹۲ما روی دل به هر کس و ناکس نمی کنیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۹۳برخیز تا به عالم بی چند و چون رویم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.