پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۸۹

در شهر اگر ملول نگردیم چون کنیم؟

دامان دشت نیست که مشق جنون کنیم

ما کاسه سرنگون و فلک کاسه سرنگون

در خانمان خرابی هم سعی چون کنیم؟

چون رود نیل کوچه دهد چرخ آبگون

از آه سرد چون ید بیضا برون کنیم

ما مرد قطع کردن این راه نیستیم

خاری به خون خویش مگر لاله گون کنیم

صائب جدال شیوه ما نیست در مصاف

ما خصم را به چرب زبانی زبون کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۹۱از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۹۲ما روی دل به هر کس و ناکس نمی کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۹۳برخیز تا به عالم بی چند و چون رویم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۹۴بی آبرو حیات ابد زهر قاتل است
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۹۵ما داغ خود به تاج فریدون نمی دهیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۹۶افزود گرانباری غفلت ز شتابم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۹۷روشن ز فروغ می ناب است حیاتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۹۸آن حال ندارم که به فکر دگر افتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.