پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۹۷

روشن ز فروغ می ناب است حیاتم

چون آتش یاقوت ز آب است حیاتم

از کسب هوا نقش بر آب است حیاتم

یک چشم زدن همچو حباب است حیاتم

از رعشه عنان رگ جان رفته ز دستم

وز قامت خم پا به رکاب است حیاتم

از شور جزا شد جگر خاک نمکسود

وز جهل همان مست و خراب است حیاتم

با آن که سیه کرده در او نامه اعمال

در حسرت ایام شباب است حیاتم

مشکل که دهد فرصت برداشتن زاد

زین گونه که سرگرم شتاب است حیاتم

هر چند شوم پیر، شود غفلت من بیش

افسانه شیرینی خواب است حیاتم

از کهنگی افزون شودش مستی غفلت

در شیشه تن همچو شراب است حیاتم

از گریه من چون جگر سنگ نسوزد؟

کز گرمی رفتار کباب است حیاتم

از ساده دلی ریشه کند در جگر خاک

هر چند که چون نقش بر آب است حیاتم

در دیده کوته نظران گرچه بلندست

کوتاهتر از مد شهاب است حیاتم

فریاد که در رفتن ازین پیکر خاکی

بیتاب تر از موج سراب است حیاتم

جایی که بود عمر خضر نقش بر آبی

صائب چو شرر درچه حساب است حیاتم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۹۹تلخی ز لب لعل تو نشنفتم و رفتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۰۰پیش از گل رخسار تو افروخته بودم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۰۱فریاد که از کوتهی بخت ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۰۲آتش به دل از گرمی این مرحله دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۰۳وقت است که داغی به دل دام گذارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۰۴آن قدر ندارم که سزاوار تو باشم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۰۵از تلخ زبانان نشود پست خروشم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۰۶دستی که به جامی نشود رهزن هوشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.