پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۰۴

آن قدر ندارم که سزاوار تو باشم

آن به که گرفتار گرفتار تو باشم

خورشید درین ره بود از آبله پایان

من کیستم آخر که طلبکار تو باشم؟

غیر از کف افسوس مرا برگ دگر نیست

آخر به چه سرمایه خریدار تو باشم؟

یک فاخته سرو تو این طارم نیلی است

من در چه شمارم که هوادار تو باشم؟

زان پاکتر افتاده ترا دامن عصمت

کز دیده تر شبنم گلزار تو باشم

من کز رخ خورشید نظر را ندهم آب

قانع به نگاه در و دیوار تو باشم

معراج من این بس که چو خار سر دیوار

از دور تماشایی گلزار تو باشم

چون آب دهم چشم خود از چشمه کوثر؟

من کز دل و جان تشنه دیدار تو باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۰۶دستی که به جامی نشود رهزن هوشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۰۷بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۰۸تا چند به روزن نرسد نور چراغم؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۰۹در هر که ترا دیده به حسرت نگرانم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۱۰جان را به دم خنجر قاتل برسانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۱۱کو بخت که در میکده با یار نشینم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۱۲هر چند ز پیراهن بحرست کلاهم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۱۳تا روی عرقناک ترا دید نگاهم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.