پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۰۷

بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم

ساقی و می و مطرب و میخانه خویشم

شد خوبی گفتار ز کردار حجابم

درخواب ز شیرینی افسانه خویشم

زان روز که گردیده ام از خانه بدوشان

هر جا که روم معتکف خانه خویشم

هر چند که دادند دو عالم به بهایم

خجلت زده از گوهر یکدانه خویشم

بی داغ تو عضوی به تنم نیست چو طاوس

از بال و پر خویش پریخانه خویشم

دیوار من از خضر کند وحشت سیلاب

ویران شده همت مردانه خویشم

یک ذره دل سختم از اسلام نشد نرم

در کعبه همان ساکن بتخانه خویشم

آن زاهد خشکم که در ایام بهاران

در زیر گل از سبحه صد دانه خویشم

صائب شده ام بس که گرانبار علایق

بیرون نبرد بیخودی از خانه خویشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۰۹در هر که ترا دیده به حسرت نگرانم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۱۰جان را به دم خنجر قاتل برسانم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۱۱کو بخت که در میکده با یار نشینم؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۱۲هر چند ز پیراهن بحرست کلاهم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۱۳تا روی عرقناک ترا دید نگاهم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۱۴از بخت سیه پست نگردید نوایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۱۵کو می که ز زندان دل تنگ برآیم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۱۶ما تخم درین مزرعه جز اشک نکشتیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.