پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۱۳

تا روی عرقناک ترا دید نگاهم

زد غوطه به سرچشمه خورشید نگاهم

از حوصله دیده من گرد برآورد

از بس ز تماشای تو بالید نگاهم

بر مرکز خال تو مرا تا نظر افتاد

در دایره چشم نگنجید نگاهم

شد دیده بیدار مرا خواب پریشان

از بس به خود از شرم تو لرزید نگاهم

مشقی که ز نظاره روی تو رساندم

مشکل که شود خیره ز خورشیدنگاهم

از شرم برون آی که از شرم عذارت

شد آب و چو اشک از مژه غلطید نگاهم

چون موی زیادست گران در نظر من

تا دور ز رخسار تو گردید نگاهم

چون دیدن رخسار لطیف تو محال است

از دیده برآید به چه امید نگاهم؟

صائب پی نظاره شوم گر همه تن چشم

از دل نبرد حسرت جاوید نگاهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۱۵کو می که ز زندان دل تنگ برآیم؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۱۶ما تخم درین مزرعه جز اشک نکشتیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۱۷از یار ز ناسازی اغیار گذشتیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۱۸در پله آغاز ز انجام گذشتیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۱۹خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۲۰ما دستخوش سبحه و زنار نگشتیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۲۱کام دل ازان غنچه مستور گرفتیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۲۲از صبر عنان دل خود کام گرفتیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.