پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۰۰

پیش از گل رخسار تو افروخته بودم

چون لاله به داغ تو جگر سوخته بودم

شد مشت شراری و مرا در جگرافتاد

چون غنچه اگر خرده ای اندوخته بودم

چون شمع درین انجمن از ساده دلیها

رفتم که نفس راست کنم، سوخته بودم

بی برگ نمی کرد مرا سردی ایام

گر زان که به کنج قفس آموخته بودم

تا صبحدم از خرمن من دود برآورد

شمعی که به راه تو برافروخته بودم

از من خبر خوبی این باغ مپرسید

چون لاله گرفتار دل سوخته بودم

شد سوخته از گرمروی منزل اول

هر توشه که بهر سفر اندوخته بودم

چون لاله ازو داغ جگر سوز به من ماند

شمعی که به صد خون دل افروخته بودم

بر آتش من حیرت رخسار تو زد آب

ورنه ز پریشان نظری سوخته بودم

شد پرده بیگانگی از جان مجرد

هر پاره که بر خرقه تن دوخته بودم

صائب جگرم داغ شد از ناله بلبل

هر چند درین کار نفس سوخته بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۰۲آتش به دل از گرمی این مرحله دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۰۳وقت است که داغی به دل دام گذارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۰۴آن قدر ندارم که سزاوار تو باشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۰۵از تلخ زبانان نشود پست خروشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۰۶دستی که به جامی نشود رهزن هوشم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۰۷بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۰۸تا چند به روزن نرسد نور چراغم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۰۹در هر که ترا دیده به حسرت نگرانم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.