پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۹۳

برخیز تا به عالم بی چند و چون رویم

از خود به تازیانه آهی برون رویم

بیرون کنیم رخت گل آلود جسم را

سر پا برهنه بر فلک آبگون رویم

از فیل بند چرخ برآییم، تا به کی

کج کج بر این بساط چو اسب حرون رویم؟

بر صفحه جهان رقم نیستی کشیم

زان پیش کز قلمرو هستی برون رویم

از آفتاب کی سر ما گرم می شود؟

از دست، کی به این قدح واژگون رویم؟

با عشق جان شکار دلیری ز عقل نیست

در کام شیر، چند پی آزمون رویم؟

در آتش است شبنم گل از حضور ما

از بس که آرمیده در ین بحر خون رویم

در اشک گرم غوطه زند چشم آهوان

روزی که ما ز دامن دشت جنون رویم

صائب ز تنگ خلقی ابنای روزگار

وقت است کز قلمرو هستی برون رویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۹۵ما داغ خود به تاج فریدون نمی دهیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۹۶افزود گرانباری غفلت ز شتابم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۹۷روشن ز فروغ می ناب است حیاتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۹۸آن حال ندارم که به فکر دگر افتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۹۹تلخی ز لب لعل تو نشنفتم و رفتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۰۰پیش از گل رخسار تو افروخته بودم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۰۱فریاد که از کوتهی بخت ندارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۰۲آتش به دل از گرمی این مرحله دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.