پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۹۰

آن همت از کجاست که منزل یکی کنیم

با آن یگانه دو جهان دل یکی کنیم

انگوروار آب شویم از هوای می

چندین هزار عقده مشکل یکی کنیم

مجنون صفت میانه لیلی و ما ز عشق

نقش دویی نمانده که محمل یکی کنیم

ما را به نور شمع ز فانوس سنگدل

یک پرده مانده است که محفل یکی کنیم

شاید رسد به دست کریمی ز راه عجز

دامان خود به دامن سایل یکی کنیم

دیوانه ای دگر نتواند ز بند جست

گر پیچ و تاب خود به سلاسل یکی کنیم

داریم امید آن که چو مردان درین بساط

با قتل، رقص خویش چو بسمل یکی کنیم

چون با جنون عشق بسنجیم عقل را؟

صائب چگونه ما حق وباطل یکی کنیم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۹۲ما روی دل به هر کس و ناکس نمی کنیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۹۳برخیز تا به عالم بی چند و چون رویم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۹۴بی آبرو حیات ابد زهر قاتل است
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۹۵ما داغ خود به تاج فریدون نمی دهیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۹۶افزود گرانباری غفلت ز شتابم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۹۷روشن ز فروغ می ناب است حیاتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۹۸آن حال ندارم که به فکر دگر افتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۹۹تلخی ز لب لعل تو نشنفتم و رفتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.