پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۸۸

خیزید تا ز عالم صورت سفر کنیم

تا روشن است راه خرابات سر کنیم

هر چند نیست قافله در کار شوق را

هویی کشیم و همسفران را خبر کنیم

تا نقش پای گرمروان پیش راه ما

دارد چراغ، این ره تاریک سر کنیم

چون مور در هوای شکر پر برآوریم

بر هم زنیم بال و ز گردون گذر کنیم

شبرنگ روزگار اگر توسنی کند

رامش به تازیانه آه سحر کنیم

بیرون زنیم خیمه ز دارالغرور مصر

چون بوی پیرهن سوی کنعان سفر کنیم

از دودمان شعله بگیریم همتی

پرواز تا به اوج فنا چون شرر کنیم

هر چند رهروان سخن و راه گفته اند

ما راه طی کنیم و سخن مختصر کنیم

کسوت ز آفتاب بگیریم چون مسیح

از خرقه کبود فلک سر بدر کنیم

باد مراد زود نفس گیر می شود

دامن گره به دامن موج خطر کنیم

یا همچو موج بر لب ساحل شویم محو

یا چون حباب سر ز دل بحر بر کنیم

تا می توان به عالم معنی سفر نمود

صائب چرا به عالم صورت سفر کنیم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۹۰آن همت از کجاست که منزل یکی کنیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۹۱از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۹۲ما روی دل به هر کس و ناکس نمی کنیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۹۳برخیز تا به عالم بی چند و چون رویم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۹۴بی آبرو حیات ابد زهر قاتل است
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۹۵ما داغ خود به تاج فریدون نمی دهیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۹۶افزود گرانباری غفلت ز شتابم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۹۷روشن ز فروغ می ناب است حیاتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.