پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۸۳

ما درد را به ذوق می ناب می کشیم

از آه سرد منت مهتاب می کشیم

از حیف و میل پله میزان ما تهی است

از سنگ، ناز گوهر سیراب می کشیم

پاکی است شرط صحبت پاکیزه گوهران

پیش از پیاله دست و دهن آب می کشیم!

بر خاک تشنه جرعه فشانی عبادت است

ما باده را به گوشه محراب می کشیم

از آب زندگی نکشد هیچ تشنه لب

نازی که ما ز خنجر سیراب می کشیم

داریم با کجی طمع راستی ز خلق

گوهر برون ز بحر به قلاب می کشیم

نتوان به خار و خس ره سیلاب را گرفت

دست ازعنان این دل بیتاب می کشیم

ترسانده است دولت بیدار چشم ما

از بخت خفته ناز شکر خواب می کشیم

از رفتن حیات که بودیم دلگران

امروز ناز آمدن آب می کشیم

ما خواب را به دیده خود تلخ کرده ایم

شیر و شکر ز ساغر مهتاب می کشیم

صائب به زور گریه بی اختیار، ما

در گوش بحر حلقه گرداب می کشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۸۵با شوخ دیدگان هوس آشنا نیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۸۶آیینه خانه ایم و دم از نور می زنیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۸۷چون صبح خنده با جگر چاک می زنیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۸۸خیزید تا ز عالم صورت سفر کنیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۸۹در شهر اگر ملول نگردیم چون کنیم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۹۰آن همت از کجاست که منزل یکی کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۹۱از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۹۲ما روی دل به هر کس و ناکس نمی کنیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.