پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۶۷

داغی ز عشق بر دل فرزانه سوختیم

قندیل کعبه را به صنمخانه سوختیم

هرگز صدای بال و پر ما نشد بلند

آهسته همچو شمع درین خانه سوختیم

چیدندگل ز شمع حریفان دور گرد

ما در کنار شمع غریبانه سوختیم

عاشق کجا و جرأت بوس و کنار یار؟

ما بیدلان به آتش پروانه سوختیم

می شد هزار قافله را شوق ما دلیل

صد حیف ازین چراغ که در خانه سوختیم

گنج از گهر به تربت ما شمعها فروخت

ما همچو جغد اگر چه به ویرانه سوختیم

ای آب زندگی ز شبستان برون خرام

کز انتظار جلوه مستانه سوختیم

هنگامه گرم ساز ضرورست عشق را

ما و سپند هر دو حریفانه سوختیم

آب حیات می چکد از ابر نوبهار

اکنون که ما ز تشنه لبی دانه سوختیم

از یک پیاله خار و خس زهد خشک را

مستانه سوختیم و چه مستانه سوختیم!

از شمع، خوشه تخم شراری نبسته بود

روزی که بال خویش چو پروانه سوختیم

در زیر تیغ شمع نکردیم اضطراب

صائب درین بساط دلیرانه سوختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۶۹چون غنچه دست بر دل شیدا گذاشتیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۷۰ما داغ توبه بر دل ساغر گذاشتیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۷۱ما خنده را به مردم بیغم گذاشتیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۷۲ما کار دل به آن خم ابرو گذاشتیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۷۳هموار از درشتی چرخ دغا شدیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۷۴نقش مراد اگر چه نشد دستگیر ما
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۷۵ما تازه روی چون صدف از دانه خودیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۷۶ما در شکست گوهر یکدانه خودیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.