پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۴۳

یک عمر پشت دست به دندان گرفته ایم

تا بوسه ای ازان لب خندان گرفته ایم

گردیده است در نظر ما جهان سیاه

تا جرعه ای ز چشمه حیوان گرفته ایم

افتاده ایم در ته پا سالها چو مور

تا جا به روی دست سلیمان گرفته ایم

در بوته گداز چو مه آب گشته ایم

کز خوان آفتاب لب نان گرفته ایم

ما را ز چوب منع مترسان که همچو صبح

ما تیغ آفتاب به دندان گرفته ایم

آورده است معنی بیگانه رو به ما

تا ترک آشنایی یاران گرفته ایم

انگشت حیرتی است که داریم در دهن

کامی که ما ازان لب خندان گرفته ایم

چون دست ما ز چاک گریبان شود جدا؟

گستاخ دامن مه کنعان گرفته ایم

نگرفته است خضر ز سرچشمه حیات

کامی که ما ز چاه زنخدان گرفته ایم

چون صبح از عزیمت صادق به یک نفس

روی زمین به چهره خندان گرفته ایم

دلگیر نیستیم ز بخت سیاه خویش

فیض سحر ز شام غریبان گرفته ایم

جز پیچ و تاب نیست، که عمرش دراز باد

کامی که ما ز سلسله مویان گرفته ایم

بر روی بی طمع نشود بسته هیچ در

ما چوب منع از کف دربان گرفته ایم

رو تافتن ز جوربتان نیست کار ما

چون صبح تیغ مهر به دندان گرفته ایم

بی چشم زخم، گوهر شهوار عبرت است

صائب تمتعی که زدوران گرفته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۴۵ما نقض دل‌پذیر ورق‌های ساده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۴۶هر چند همچو ذره محقر فتاده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۴۷ما نام خود ز صفحهٔ دل‌ها سترده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۴۸ما توبه را به طاعت پیمانه برده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۴۹خورشید داغ گوهر عالم‌فروز ماست
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۵۰ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۵۱ما پرده های گوش خود از هوش کرده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۵۲ما رنگ گل ز بوی گل ادراک کرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.