پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۴۱

از زلف یار رنگ دگر برگرفته‌ایم

مومیم اگر چه نکهت عنبر گرفته‌ایم

پیش کسی دراز نگشته است دست ما

ما چون چنار از آتش خود درگرفته‌ایم

چون سر برآوریم ز دریا، که چون صدف

گوهر به آبروی برابر گرفته‌ایم

با دست رعشه‌دار چو شبنم درین چمن

دامان آفتاب مکرر گرفته‌ایم

گر دست ما تهی است ز سیم و زر نثار

از چهره آستان تو در زر گرفته‌ایم

کیفیت جوانی ما را خمار نیست

کز دست پیر میکده ساغر گرفته‌ایم

ما را به روی گرم چراغ احتیاج نیست

کز بال و پرفشانی خود درگرفته‌ایم

باور که می‌کند که درین بحر چون حباب

سر داده‌ایم و زندگی از سر گرفته‌ایم؟

در مشت خار ما به حقارت نظر مکن

کز دست برق، تیغ مکرر گرفته‌ایم

صائب ز نقطه‌ریزی کلک سخن‌تراز

روی زمین تمام به گوهر گرفته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۴۳یک عمر پشت دست به دندان گرفته ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۴۴ما هوش خود به باده گلرنگ داده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۴۵ما نقض دل‌پذیر ورق‌های ساده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۴۶هر چند همچو ذره محقر فتاده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۴۷ما نام خود ز صفحهٔ دل‌ها سترده‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۴۸ما توبه را به طاعت پیمانه برده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۴۹خورشید داغ گوهر عالم‌فروز ماست
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۵۰ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.