پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۳۴

عمری است ما لب از طمع خام بسته‌ایم

از صبر سنگ بر دل ناکام بسته‌ایم

مینای باده با رگ گردن مطیع ماست

تا لب ز گفتگو چو لب جام بسته‌ایم

از شکرست بستر و بالین ما چو مغز

تا دیده از نظاره چو بادام بسته‌ایم

بی‌طالعیم، ورنه درین طرفه صیدگاه

چندان که چشم کار کند دام بسته‌ایم

زان لب کز او کسی نشنیده است حرف تلخ

امیدها به بوسه و پیغام بسته‌ایم

اسباب کامرانی خصم است سال‌ها

طرفی که ما ازین دل خود کام بسته‌ایم

هرچند بر زمین پر ما نقش بسته است

احرام بوسه لب آن بام بسته‌ایم

ز آغاز می‌توان به سرانجام راه برد

ما دل عبث به فکر سرانجام بسته‌ایم

چون دانه نیست عاریتی سیر دام ما

ما دل به دام چون گره دام بسته‌ایم

صائب به ذوق ما نتوان یافت کافری

زنار را به رغبت احرام بسته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۳۶خندان به زیر تیغ تغافل نشسته ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۳۷خرسند با هزار تمنی نشسته ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۳۸ما از امیدها همه یکجا گذشته ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۳۹این سطرهای آه که هرجا نوشته‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۴۰جا در سیاه خانه سودا گرفته ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۴۱از زلف یار رنگ دگر برگرفته‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۴۲ما شمع را به شهپر خود، سر گرفته‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۴۳یک عمر پشت دست به دندان گرفته ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.