پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۳۷

خرسند با هزار تمنی نشسته ایم

با صد هزار درد تسلی نشسته ایم

از بادبان باد مرادیم بی نیاز

کشتی به خشک بسته تسلی نشسته ایم

بر آشیان ما نبود دست سنگ را

بر شاخسار سد ره و طوبی نشسته ایم

دامن ز خارزار تعلق کشیده ایم

بر مسند تجرد عیس نشسته ایم

از بخت تیره روز نداریم شکوه ای

زیر سیاه خیمه لیلی نشسته ایم

چون طفل شوخ، پیش ادیب بهانه جو

آماده تپانچه و سیلی نشسته ایم

از ترس خلق در دهن شیر رفته ایم

مجنون صفت به دامن وادی نشسته ایم

محتاج دستگیری طفلان ناقصیم

بر رهگذر چون مردم اعمی نشسته ایم

ما سایه پرور شجر طور نیستیم

در آفتاب روی تجلی نشسته ایم

ای ناخدا ز مصلحت ما بشوی دست

ما با خدای خویش به کشتی نشسته ایم

پروانه داغ شو که به این بخت خواب دوست

با شمع تا به صبح به دعوی نشسته ایم

صائب میان مردم عالم کمال ما

این بس که کم به مردم دنیی نشسته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۳۹این سطرهای آه که هرجا نوشته‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۴۰جا در سیاه خانه سودا گرفته ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۴۱از زلف یار رنگ دگر برگرفته‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۴۲ما شمع را به شهپر خود، سر گرفته‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۴۳یک عمر پشت دست به دندان گرفته ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۴۴ما هوش خود به باده گلرنگ داده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۴۵ما نقض دل‌پذیر ورق‌های ساده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۴۶هر چند همچو ذره محقر فتاده ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.