پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۳۸

ما از امیدها همه یکجا گذشته ایم

از آخرت بریده ز دنیا گذشته ایم

سوداگری است خاک به زر ساختن بدل

ما بهر آخرت نه ز دنیا گذشته ایم

از ما مجو تردد خاطر که عمرهاست

کز آرزوی وسوسه فرما گذشته ایم

آسوده از پریدن حرص است چشم ما

از توتیا به کوری اعدا گذشته ایم

هر سایلی به ما نرسد در گذشتگی

ما از گدایی در دلها گذشته ایم

گشته است در میانه روی عمر ما تمام

ما از پل صراط همین جا گذشته ایم

عزم درست کار پر و بال می کند

با کشتی شکسته ز دریا گذشته ایم

آزادگان گر از سر دنیا گذشته اند

ما از سر گذشتن دنیا گذشته ایم

از نقش پای ما سخنی چند چون قلم

مانده است یادگار به هر جا گذشته ایم

افتاده است شهپر پرواز ما بلند

در بیضه از نشیمن عنقا گذشته ایم

هر کس که پا نهاد گرفتار می شود

بر هر زمین که سلسله بر پا گذشته ایم

ما چون حباب منت رهبر نمی کشیم

صدبار چشم بسته ز دریا گذشته ایم

هموار ساخته است به ما شوق راه را

در کوه اگر رسیده، ز صحرا گذشته ایم

صائب ز راز سینه بحریم با خبر

چون موج اگر چه تند ز دریا گذشته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۴۰جا در سیاه خانه سودا گرفته ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۴۱از زلف یار رنگ دگر برگرفته‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۴۲ما شمع را به شهپر خود، سر گرفته‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۴۳یک عمر پشت دست به دندان گرفته ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۴۴ما هوش خود به باده گلرنگ داده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۴۵ما نقض دل‌پذیر ورق‌های ساده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۴۶هر چند همچو ذره محقر فتاده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۴۷ما نام خود ز صفحهٔ دل‌ها سترده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.