پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۲۳

روزی که چشم بر رخ او باز می کنم

برخود زیاده از همه کس ناز می کنم

منظور من سبک ز سرخود گذشتن است

چون پسته لب به خنده اگر باز می کنم

آن حسن بی مثال ندارد مثال و من

از ساده لوحی آینه پرداز می کنم

سنگین کند ز گوش گران بار درد من

در پیش هر که درد دل آغاز می کنم

از پیچ و تاب رشته جان می شود گره

تا یک گره ز زلف سخن باز می کنم

در منزل نخست فنا می شود تمام

چندان که بیش برگ سفرساز می کنم

سنگ ره است دل نگرانی به ماندگان

با آشیان تهیه پرواز می کنم

ابرام در شکستن من اینقدر چرا؟

آخر نه من به بال تو پرواز می کنم؟

از بس رمیده است ز همصحبتان دلم

از بال خویش وحشت شهباز می کنم

از بس نشان دوری این ره شنیده ام

انجام را تصور آغاز می کنم

از سوختن سپند مرا نیست شکوه ای

احباب را به سوی خود آواز می کنم

با سینه ای که نیست در او آه را قرار

صائب تلاش محرمی راز می کنم

آن بلبلم که خرده گلهای باغ را

صائب سپند شعله آواز می کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۲۵لب چون صدف به آب گهر تر نمی‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۲۶نزدیک من میا که ز خود دور می شوم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۲۷نتوان گرفت روزی هم از دهان هم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۲۸می می کشند لاله عذاران ز روی هم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۲۹تا چند پیر میکده را درد سر دهم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۳۰سنجد کسی که باده و تریاک را به هم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۳۱کاری مکن که رو به در آسمان نهم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۳۲دست طمع ز مایده چرخ شسته ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.