پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۲۹

تا چند پیر میکده را درد سر دهم؟

رفتم ز می قرار به خون جگر دهم

یکسر ز تاج و تخت برآیند خسروان

گر از حضور کنج قناعت خبر دهم

چون بهله باز گشت مبادا به ساعدش

روزی که دست خویش به دست دگر دهم

دل نیست وحشیی که شود رام با کسی

دیوانه را به کوچه و بازار سر دهم

بحر سخاوتم که به هر قطره وقت جوش

از موجه و حباب کلاه و کمر دهم

یوسف به سیم قلب فروشی ز عقل نیست

حاشا که فیض صبح به خواب سحر دهم

نقصان نمی کند دهد آن کس که زر به زر

زان نقدجان خویش به آن سیمبر دهم

گر آسمان کند نگه تلخ سوی من

نه خرمنش به باد ز آه سحر دهم

مجنون من ز سنگ ملامت گرفته نیست

چون کبک، داد خنده به کوه و کمر دهم

چون نخل میوه دار درین بوستانسرا

بارد اگر به فرق مرا سنگ، بر دهم

در حالت خمار ندارم اگر شعور

هنگام مستی از ته دلها خبر دهم

مرگ من است صحبت تردامنان دهر

جان از برای سوختگان چون شرر دهم

بی حاصل است نخل امیدم چو بید و سرو

صائب مگر به تربیت عشق بردهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۳۱کاری مکن که رو به در آسمان نهم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۳۲دست طمع ز مایده چرخ شسته ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۳۳از دست رفت فرصت و ما پا شکسته ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۳۴عمری است ما لب از طمع خام بسته‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۳۵طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۳۶خندان به زیر تیغ تغافل نشسته ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۳۷خرسند با هزار تمنی نشسته ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۳۸ما از امیدها همه یکجا گذشته ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.