پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۳۲

دست طمع ز مایده چرخ شسته ایم

از جان سخت خود به شکم سنگ بسته ایم

دامان بادبان توکل گرفته ایم

در زورق حباب به لنگر نشسته ایم

برگ خزان رسیده گلزار عالمیم

پیوند شاخسار اقامت گسسته ایم

موقوف ترکتاز نسیمی است گرد ما

بر روی برگ گل به امانت نشسته ایم

چون قطره سر به دامن دریا نهاده ایم

وز موجه تردد خاطر نرسته ایم

در بند یک اشاره موج است این طلسم

دل چون حباب بر نفس خود نبسته ایم

کیفیت از عبادت ما می چکد به خاک

در آب تلخ دامن سجاده شسته ایم

فردا به روی مصحف دل چون نگه کنیم؟

شیرازه اش به رشته زنار بسته ایم

مردم چرا به خرمن ما اوفتاده اند ؟

هرگز به سهو خاطر موری نخسته ایم

مکتوب خویش از الف آه کرده ایم

کاغذ دریده ایم و قلم را شکسته ایم

صائب به عیب خویش فتاده است کار ما

زان رو زبان زنیک و بد خلق بسته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۳۴عمری است ما لب از طمع خام بسته‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۳۵طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۳۶خندان به زیر تیغ تغافل نشسته ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۳۷خرسند با هزار تمنی نشسته ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۳۸ما از امیدها همه یکجا گذشته ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۳۹این سطرهای آه که هرجا نوشته‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۴۰جا در سیاه خانه سودا گرفته ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۴۱از زلف یار رنگ دگر برگرفته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.