پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۲۵

لب چون صدف به آب گهر تر نمی‌کنم

گوهر به آبروی برابر نمی‌کنم

شاخ شکوفه‌ام که سبیل است سیم من

با خاک ره مضایقه زر نمی‌کنم

در کام بی‌نیازی من آب و خون یکی است

نفی خزف ز پاکی گوهر نمی‌کنم

نتوان به آب راند مرا همچو زاهدان

تا هست می نگاه به کوثر نمی‌کنم

آیینه است تخته تعلیم طوطیان

بی‌جبهه گشاده سخن سر نمی‌کنم

با سینه برهنه به مژگان دویده‌ام

پهلو تهی ز دشنه و خنجر نمی‌کنم

در کعبه دل است شب و روز روی من

چون آفتاب سجده هر در نمی‌کنم

از چشم اهل هند سخن‌آفرین‌ترم

چون طوطیان حدیث مکرر نمی‌کنم

صائب ز بس به فکر دهانش فرو شدم

صبح قیامت آمد و سر بر نمی‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۲۷نتوان گرفت روزی هم از دهان هم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۲۸می می کشند لاله عذاران ز روی هم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۲۹تا چند پیر میکده را درد سر دهم؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۳۰سنجد کسی که باده و تریاک را به هم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۳۱کاری مکن که رو به در آسمان نهم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۳۲دست طمع ز مایده چرخ شسته ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۳۳از دست رفت فرصت و ما پا شکسته ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۳۴عمری است ما لب از طمع خام بسته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.