فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۱ از حجاب عشق دل از وصل او نومید ماند
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۲ عاقبت در سینه ام دل از تپیدن بازماند
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۳ مال رفت از دست و چشم خواجه در دنبال ماند
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۴ از غبار خط دهان تنگ او پوشیده ماند
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۵ بدعت برگرد سرگشتن گر از پروانه ماند
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۶ از هجوم اشک دل در چشم خونپالا نماند
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۷ از دیار مردمی دیار در عالم نماند
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۸ حیف کز آیینه رویان پاکدامانی نماند
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۹ آبها آیینه سرو خرامان تواند
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۰ اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۱ خاکسارانی که همت بر تحمل بسته اند
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۲ از سر زانوی خود آیینه دارت داده اند
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۳ بهر قطع گفتگو تیغ زبانت داده اند
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۴ ناله ای گیراتر از چنگ عقابم داده اند
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۵ عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۶ منت ایزد را که طبع بی نیازم داده اند
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۷ ساده لوحانی که درد خود به درمان داده اند
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۸ از سپهر نیلگون خاکستر ما کرده اند
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۹ حُسن را پوشیده در خط چون عنبر کردهاند
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۰ خندهات را چاشنی از شیر و شکّر کردهاند
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۱ گوشهگیرانی که رو در خلوت دل کردهاند
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۲ خشم را روشندلان در حِلم پنهان کردهاند
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۳ گلرخان از خون ما رخساره گلگون کردهاند
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۴ وقت جمعی خوش که دفتر را در آب افکنده اند
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۵ از لبش آنها که خود را در شراب افکنده اند
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۶ شوخچشمان درد بیش و کم به دل افزودهاند
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۷ دوربینانی که در پرداز دل کوشیدهاند
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۸ تنپرستانی که در تضییع آب و دانهاند
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۹ از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۰ تا برون آمد به سیر ماه آن مشکین کمند
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۱ پای رفتن از حریم او کجا دارد سپند؟
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۲ از دل سنگین لیلی کعبه جان ساختند
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۳ در سر پرشور ما تا رنگ سودا ریختند
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۴ خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۵ لاله ها از پرتو رخسار او گلگون شدند
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۶ اهل همت جنس خواری را به عزت می خرند
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۷ هر که بر دار فنا مردانه پشت پا زند
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۸ در دل شب هر که جامی از می احمر زند
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۹ ناله ممکن نیست از دلهای پرخون سرزند
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۰ جام خالی غوطه در خُم بیمحابا میزند
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۱ نه همین بر قلب ایمان یا دل ما میزند
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۲ در گلستانی که بلبل جوش غیرت می زند
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۳ با دهان خشک هرکس خندهٔ تر میزند
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۴ هرکه دامن بر میان در چیدن گل میزند
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۵ با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زند
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۶ چون ز تاب می رخت بر لاله پهلو میزند
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۷ شانه چون بر زلف خود آن عنبرینمو میزند
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۸ دامن آنها کز گرانجانان دنیا میکشند
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۹ می پرستان در بهشت نقد ساغر می کشند
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۰ پرده پوشی عشق عالمسوز را پیدا کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۱ عشق شورانگیز اگر جا در دل خارا کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۲ هر که بال و پر چو سرو از همت والا کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۳ می به جرأت در قدح در پای خم مینا کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۴ پیش ابر نوبهاران چون صدف لب وا کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۵ آه ازان روزی که عاشق شکوه را سر وا کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۶ هر که چین منع از ابروی دربان وا کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۷ زلف مشکینت دهان شانه پر عنبر کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۸ عشق خوش سودا کف بی مغز را عنبر کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۹ رخنه سیل اشک من در سد اسکندر کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۰ چون به یاد آشیان مرغم صفیری سر کند
متن اشعار به نقل از گنجور.