فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۱ جلوه ای سرکن که خون از چشم بلبل سر کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۲ هر که قطع راه مطلب در رکاب دل کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۳ باطلان را گفتگوی حق اثر در دل کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۴ خط مگر با آن لب میگون مرا همدم کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۵ آسمان از برق آهم دست و پا را گم کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۶ تا به کی گرد کدورت زیر دیوارم کند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۷ نیستم آتش که هر خاری به زنجیرم کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۸ مطربی خواهم که مست از نغمه سازم کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۹ صحبت روشن ضمیران جسمها را جان کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۰ دیده پرخون من گر این چنین طوفان کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۱ زلف مشکینت که خون در ساغر ایمان کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۲ چون کسی در دل خیال آن کمر پنهان کند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ کی زلیخا را منور بوی پیراهن کند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۴ بوی پیراهن زلیخا را کجا روشن کند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۵ ناله آتش عنانم رخنه در گردون کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۶ کی گره باز از دل من باده گلگون کند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۷ ترک یاران کرده ای ای بیوفا، یار این کند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۸ گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۹ هر که اوقات گرامی صرف خودسازی کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۰ زلف دلها را به دور خط نگهبانی کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۱ با خیال دوست هر کس مجلس آرایی کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۲ جذبه عاشق اثر در سنگ خارا میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۳ سیل اشکم گوهر راز آشکارا میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۴ هرکه آن لبهای میگون را تماشا میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۵ عشق جا در سینه های تنگ پیدا می کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۶ دل در آن زلف زره سان جای خود وا می کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۷ سیر چشمی خاک در چشم سخاوت می کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۸ آن که از اوضاع خود دایم شکایت میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۹ مست ناز من ز ساغر تا لبی تر میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۰ تشنه جانان را کجا سیراب ساغر میکند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۱ سیرچشمی تنگدستان را توانگر میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۲ محو جانان خویش را جانان تصور می کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۳ خال موزونت سویدا را زدل حک می کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۴ گر چنین آن چشم جادو رخنه در دل میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۵ شوق را آتش عنان دوری منزل میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۶ خصم غالب را زبون صبر و تحمل میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۷ گر جلا آیینههای تیره را نم میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۸ فکر جمعیت عبث دل را پریشان میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۹ عمر را کوته نفسهای پریشان میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۰ نفس را مطلق عنان رزق فراوان میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۱ دیدهها را چهرهٔ گلرنگ گلشن میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۲ گر به ظاهر حسن میل آرمیدن می کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۳ ساغر پر می علاج جان محزون میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۴ گر چنین نشو و نما آن نخل موزون میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۵ خط غزال چشم را آهوی مشکین میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۶ تیشه را از خون خود فرهاد رنگین میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۷ غارت صبر از دلم آن آتشینرو میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۸ شرم حسن شوخ را کی پردهسازی میکند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۹ عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۰ تا خدنگ غمزه بال و پرفشانی میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۱ دخل ناقص بر سخن سنجان گرانی می کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۲ دیده ما سیر چشمان شان دنیا بشکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۳ هر که خار آرزو در دیده دل بشکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۴ از نزاکت رنگ اگر بر چهره گل بشکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۵ سایه تا بر گلستان آن قامت رعنا فکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۶ گر نمک در باده آن کان ملاحت افکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۷ کو نواسنجی که در مغز جهان شور افکند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۸ سایه بر هر کس که آن سرو خرامان افکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۹ گریه من آب در جوی سحر میافکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۰ محو شد نور خرد تا شد مرا سودا بلند
متن اشعار به نقل از گنجور.